سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
127
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
شدن آثار نتيجه ذوق و حال است نه حاصل علم و تصور . اگر خواهى بدانى كه نسبت بمعرفت حائز چه مقامى گشتهاى ببين در خور چه صفتى از اوصاف جمال احدى پديد گرديده يعنى نماينده آن گرديدهاى و نور آن در دل تو پرتو افكنده به قدر بروز و ظهور آن صفت ربوبى پى ببر بمنزلت و مقام خودت در عالم إله . اگر در قلب خود محبت حق يافتى بدان محبوب حق تعالى واقع گرديدهاى محبت تو نتيجه محبت ربوبى است نسبت به تو يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ و اگر در خود شوق لقاء حق يافتى بدانكه اثر شوق الهى است كه بر دل تو تجلى نموده در حديث است « الا طال شوق الأبرار الى لقايى و انى الى لقائهم لاشد شوقا » و نيز اگر در خود صفت رضا ديدى بدانكه رضاى تو ناشى از رضاى حق است نسبت به تو رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ اگر خود را مايل بذكر و ياد حق ديدى بدان منظور لطف او واقع گرديدهاى فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ زيرا كه جذابيت حق است كه بنده را بسوى خود ميكشاند اگر مورد الطاف الهى نبودى چنين توفيقى نصيب تو نميگرديد . در كتاب معانى راوى حسين بزاز است ميگويد ابا عبد اللَّه عليه السلام به من فرمود ميخواهى خبر دهم تو را بمحكمترين چيزى كه خداوند بر خلق فرض نموده گفتم آرى گفت بانصاف عمل نمودن با خلق ، و مواسات نمودن تو با برادرت ( با برادران دينى ) و ذكر خدا در هر مكانى اما من نميگويم ، « سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر » و گرچه اينها ذكر است لكن مقصود از ذكر خدا در هر جايى وقتى است كه همت گمارى بر طاعت يا ترك معصيت » و به اين مضمون احاديث و اخبار از معصومين بسيار رسيده و جاى آن كتب ادعيه است . وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ اينكه شكر و سپاسگزارى را رديف ذكر گردانيده شايد براى اين است كه بدون تذكر و به ياد آوردن نعمتهاى الهى شكر تحقق نپذيرد كسى كه غافل از حق تعالى